نقد
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی. ۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه. ۳- (اِ.) سکه فلزی، پول رایج.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی. ۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه. ۳- (اِ.) سکه فلزی، پول رایج.