نقره آگین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقره آگین . [ ن ُ رَ / رِ ] (ص مرکب ) اندوده به نقره : میدانی که دیوان ساخته بودند بفرمود که همه را خشت زرین و نقره آگین درانداختند. (قصص ص ١٦٥). ◄ آگنده از نقره . ◄ نقره دار.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقره آگین . [ ن ُ رَ / رِ ] (ص مرکب ) اندوده به نقره : میدانی که دیوان ساخته بودند بفرمود که همه را خشت زرین و نقره آگین درانداختند. (قصص ص ١٦٥). ◄ آگنده از نقره . ◄ نقره دار.