نقش افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش افتادن . [ ن َ اُ دَ ] (مص مرکب ) آفریده شدن و مصور گردیدن . (آنندراج ) : کنون که موسم هولی رسید باید دید میان ما و بتان نقش تا چه رنگ افتد. قبول (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش افتادن . [ ن َ اُ دَ ] (مص مرکب ) آفریده شدن و مصور گردیدن . (آنندراج ) : کنون که موسم هولی رسید باید دید میان ما و بتان نقش تا چه رنگ افتد. قبول (از آنندراج ).