نقش بند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) نقاش.مترادفها و واژههای مرتبطرسام، مصور، نقاش، نقشساز، نقشگر، نقشگزارواژه قبلی: نقش بستنواژه بعدی: نقش زدن