نقش داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اثر کمکی داشتن، تاثیر داشتن، سهیم بودن، تقویت کردن، ایجاب کردن، سبب بودن، سهم داشتن، منجر شدن ترویج کردن، زیر بالوپر خود گرفتن، تشویق کردن، حمایت کردن روحیه دادن، حمایت کردن مستعد کردن، گرایش داشتن سهم بهسزا داشتن، دامن زدن، تشدید کردن، کمک کردن بهطور غیر مستقیم اثر داشتن، متضمن بودن، اشاره داشتن آغاز کردن وسیله یا موجبات را فراهم کردن، درخدمت بودن آب ازسرچشمه گلآلود بودن
واژگان فارسی سره واژهدان
دست داشتن