واژه جو

نقش (بازی)

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نقش، بازی، رل، شخصیت پانتومیم نقش اصلی، نقش اول، نقش دوم پسره، آرتیسته، دختره، قهرمان، آدم بده، دزده، چارلی ترس ازصحنه اجرای نقش، آرتیست بازی

معنی نقش (بازی) | واژه جو