نقشگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقشگر. [ ن َ گ َ ] (ص مرکب ) نقاش . مصور. نقش طراز. (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) : مه که در انگیزش رنگ است چست نقشگر صورت ایوان تست . امیرخسرو (از آنندراج ). نگار نقشگر آمد به دیر و شد بلای من اگر میخانه و نقش و نگار این است وای من . سیفی (از آنندراج ).