نقصانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقصانی . [ ن ُ ] (حامص ) به معنی نقصان، در این لفظ یای تحتانی زائد است در آخر، چنانچه در سلامتی و خلاصی و غیره . (از غیاث اللغات ). مزیدعلیه نقصان بر قیاس زیادت و زیادتی و جریان و جریانی و فضول و فضولی و حضور و حضوری . (از آنندراج ) : به هر ناسازیی درساز و با هر ناخوشی خوش کن که آبت زیر کاه است و کمالت عین نقصانی . خاقانی (از آنندراج ). به عهد جلوه ٔ حسن کمال من اندوخت قبول شاهد نظم کمال نقصانی . عرفی (از آنندراج ). ز تنگ عرصگی فکر جز به مدحت تو نمی رهد سخن از تنگنای نقصانی . واله (از آنندراج ). اگر نه لازمه ٔ ذات دشمنت بودی به کسر نیز ندادی خدای نقصانی . حیاتی (از آنندراج ).