نقف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقف . [ ن َ ] (ع مص ) صاف نمودن شراب را یا آمیختن او رابا آب . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ شکستن تار سر یا سخت زدن بر آن، یا نیزه یا عصا زدن بر تارک، و نزدیک دماغ رسیدن شکستگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شکافتن کَوَسْته و شکستن دماغ . (تاج المصادر بیهقی ). شکستن چیزی مجوف . (زوزنی ). ◄ به اندرون رسیدن جراحت و ریش ستور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ کفانیدن حنظل را. ◄ سوراخ کردن بیضه را . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ سوراخ کردن جوجه بیضه را و بیرون آمدن از آن . ◄ بحث و جستجو کردن از چیزی . (از اقرب الموارد).
نقف . [ ن ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ نقیف . رجوع به نقیف شود.
نقف . [ ن ِ / ن َ ] (ع اِ) چوزه ٔ مرغ نو درآمده از تخم . (منتهی الارب ).