نقل مجلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقل مجلس . [ ن ُ ل ِ م َ ل ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آجیل و تنقلی که در مجلس مهمانی و شب نشینی صرف کنند. شب چره : به شب نشینی زندانیان برم حسرت که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است . ؟ ◄ مشهور و مذکور مجلس . (آنندراج ). سخنی که مورد بحث و مایه ٔ سرگرمی اهل مجلس و محفلی باشد. کسی که ذکر اعمال و رفتار او موضوع بحث مجلسیان باشد : میان پسته لبان نقل مجلس این سخن است که هست شور جهان پسته های قندی ما. آصفی (از آنندراج ). - نقل مجلس شدن ؛ موضوع بحث و گفتگوی محفل و مجلس شدن . زبان زدهمگان شدن . مورد اشاره یا تمسخر دیگران واقع شدن : در جهان زاهد مرتاض ز بی مغزی ها نقل مجلس شده است از پی بادامی چند. قبول (از آنندراج ). ◄ مسخره . بذله گو. لطیفه گو. ◄ بازی و قمار و لطیفه و بذله و هرچیز خوش آیندی . (ناظم الاطباء).