نم دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نم دادن . [ ن َ دَ ] (مص مرکب ) آب کم دادن . (فرهنگ فارسی معین ). مرطوب کردن . خیس کردن : سخن را به نم کن به دانش که خاک نیامد به هم تا ندادیش نم . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نم دادن . [ ن َ دَ ] (مص مرکب ) آب کم دادن . (فرهنگ فارسی معین ). مرطوب کردن . خیس کردن : سخن را به نم کن به دانش که خاک نیامد به هم تا ندادیش نم . ناصرخسرو.