نم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نم کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به آب ترکردن : تنباکو را به آب نم کردن . ◄ خمیر کردن : نم کردن حنا و رنگ و غیره . (یادداشت مؤلف ). - درِ کسی را نم کردن ؛ کلاه بر سرش گذاشتن . فریبش دادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نم کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به آب ترکردن : تنباکو را به آب نم کردن . ◄ خمیر کردن : نم کردن حنا و رنگ و غیره . (یادداشت مؤلف ). - درِ کسی را نم کردن ؛ کلاه بر سرش گذاشتن . فریبش دادن .