نماری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نماری . [ ن ُ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب است به نماره که بطونی از قبایل می باشند. (از سمعانی ).
نماری . [ ن ِ ] (اِ) رجوع به نِمار به معنی مالیات فوق العاده شود. ◄ (ص نسبی ) منسوب به نِمار. (از فرهنگ فارسی معین ).
نماری . [ ن َ ] (اِ) سیاه دارای خطهای سپید. (ناظم الاطباء). نقاط و خطوط سیه و سفید. (فرهنگ خطی ). ◄ جایی که در آن گوسپندان را از آسیب گرگ حفظ کرده محصورمی نمایند. (ناظم الاطباء). جاهائی که برای صید گرگ سازند و گوسفندان در آن بندند. (فرهنگ خطی ). در فرهنگ های دیگر دیده نشد. و رجوع به نامرة و نامورة شود.