نمایش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ یا نُ یِ) (اِمص.) ۱- چیزی را به تماشا گذاشتن. ۲- تئاتر.مترادفها و واژههای مرتبطارائه، عرضه، نمودتئاتر، تعزیهگردانی، شبیهبروز، جلوه، خودنماییواژه قبلی: نمایاندنواژه بعدی: نمایشنامه