نمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمری . [ ن َ م َ ] (اِخ ) منصوربن سلمةبن عبدالعزیز یا زبرقان بن سلمةبن شریک، نمری القبیلة جزری الاصل بغدادی الاقامة، مکنی به ابوالقاسم یا ابوسلمة. از مشاهیر شاعران اوایل عهد بنی عباس و از مدیحه گویان هارون الرشید و اشراف دولت اوست . در سال ٢١٠هَ . ق . وفات یافته است . (از ریحانة الادب ج ٤ ص ٢٣٣).و رجوع به هدیةالاحباب ص ٢٥٩ و مجالس المؤمنین ص ٢٢٩ وکنی و القاب قمی ص ٢٢٠ و تاریخ بغداد ج ١٣ ص ٦٥ شود.
نمری . [ ن َ م َ ] (اِخ ) حسین بن علی نمری بصری، مکنی به ابوعبداﷲ. از شاعران و نحویون قرن چهارم هجری است . او راست : اسماء الفضة و الذهب . الخیل الملمع. مشکلات الحماسة یا معانی الحماسة. به سال ٣٨٥ هَ . ق . درگذشت . (از ریحانة الادب ج ٤ ص ٢٣٣). و رجوع به روضات الجنات ص ٢٣٨ و قاموس الاعلام ج ٦ ص ٤٦٠٠ شود.