نمص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمص . [ ن َ ] (ع مص ) موی برچیدن . (منتهی الارب ). مو چیدن . (غیاث اللغات ). موی به رشته از روی برکندن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). برکندن موی را. (از ناظم الاطباء). نتف . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). بند انداختن . هفه کردن .
نمص . [ ن َ م َ ] (ع اِمص ) باریکی و تنکی موی چنانچه پر ریزه ٔ زرد چوزه ماند. (منتهی الارب ). رقیق و کم پشت و ظریف و باریک بودن موی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ کمی موی . (منتهی الارب ). تنکی و کمی موی . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) پر کوتاه ریزه . (منتهی الارب ). پرهای کوتاه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). موی ریزه شبیه به پرز و موهای نرم و نازک شبیه به پرهای زرد چوزه ٔ مرغ . ◄ موهای نرم و باریک ابرو. (ناظم الاطباء). ◄ گیاهی است که از آن طبق ها و سرپوش ها سازند. نِمْص . (منتهی الارب ). و رجوع به اقرب الموارد شود.
نمص . [ ن ُ م ُ ] (ع اِ) ج ِ نُماص . رجوع به نُماص شود.