نمودار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمودار شدن . [ ن ُ / ن ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ظاهر شدن . پدید آمدن . نمایان شدن . مرئی گشتن : همی بود تا شب نمودار شد فرورفت مهر و جهان تار شد. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمودار شدن . [ ن ُ / ن ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ظاهر شدن . پدید آمدن . نمایان شدن . مرئی گشتن : همی بود تا شب نمودار شد فرورفت مهر و جهان تار شد. فردوسی .