نمک افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک افکندن . [ ن َ م َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نمک ریختن . نمک پاشیدن . نمک زدن : اگر سرمایه ٔ خونابه کم شد دلا زآن لب نمک بر ریش افکن . کلیم (از آنندراج ). و رجوع به نمک برافکندن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک افکندن . [ ن َ م َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نمک ریختن . نمک پاشیدن . نمک زدن : اگر سرمایه ٔ خونابه کم شد دلا زآن لب نمک بر ریش افکن . کلیم (از آنندراج ). و رجوع به نمک برافکندن شود.