واژه جو

نمیق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نمیق . [ ن َ ] (ع ص ) نوشته شده . ◄ نقش شده . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نمیقة شود.

معنی نمیق | واژه جو