نمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمین . [ ن َ ] (ص نسبی ) نمناک . نم زده . (آنندراج ).
نمین .[ ن َ ] (اِخ ) یکی از بخش های چهارگانه ٔ شهرستان اردبیل است و در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع شده و محدود است از شمال به روسیه و از مشرق به گردنه ٔ حیران و مرز روسیه و از جنوب به رودخانه ٔ قره سو و از مغرب به دهستان رضی . این بخش یک دهستان مرکزی و جمعاً ١١٣ آبادی کوچک و بزرگ دارد و جمعیت آن در حدود ٥١٠١٩ تن است . مرکز بخش قصبه ٔ نمین است که در دهستان مرکزی بخش واقع است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
نمین . [ ن َ ] (اِخ ) دهستان مرکزی بخش نمین شهرستان اردبیل است و از ٢٦ آبادی تشکیل شده است . جمعیت آن در حدود ١٤٠٢٢ تن است . مرکز دهستان و مرکز بخش قصبه ٔ نمین و قریه های مهم دهستان عبارتند از عنبران بالا، عنبران پائین، خانقاه، دودران، خانقاه پایین، میناآباد، سلوط. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).