نم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نم . [ ن ِ ] (اِ) نیم . نصف . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نم داشت شود.
نم . [ ن َم م ] (ع مص ) سخن چینی کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (از منتهی الارب ). ◄ فاش کردن سخن را به اشاعت و افساد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). فاش کردن خبر را به قصد فتنه انگیزی و ایجاد وحشت . (از ناظم الاطباء). ◄ آراستن سخن را به دروغ . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ برآغالانیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). برآغالانیدن قوم را بر همدیگر و برانگیختن آنها را. (از ناظم الاطباء). ◄ دمیدن و برآمدن بوی مشک . (از منتهی الارب ). ساطع شدن رایحه ٔ چیزی . (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) سخن چین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نَمّام . (اقرب الموارد). ج، نَمّون، اَنِمّاء، نُم ّ. ◄ (اِ) نفس . ◄ حرکت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جنبش . (ناظم الاطباء).
نم . [ ن ُم م ] (ع ص، اِ) ج ِ نَم ّ، به معنی سخن چین . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ سخن چین، نمة مؤنث . (آنندراج ). رجوع به معنی قبلی شود.