نهیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نهیدن . [ ن ِ / ن َ دَ ] (مص ) نهادن . (برهان قاطع) (جهانگیری ) (انجمن آرا). گذاشتن . (برهان قاطع). نشاندن . نصب کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به نهادن شود. ◄ ترک کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به نهادن و وانهادن شود. ◄ نهان کردن . (رشیدی ). ◄ غم خوردن . اندیشه کردن . (رشیدی ) (برهان قاطع) (جهانگیری ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). فکر کردن . (ناظم الاطباء).