نواد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نواد. [ ن َ ] (اِ) سوراخی را گویند مانند مخزنی به جهت پنهان کردن چیزها. (برهان قاطع) (آنندراج ). ◄ به معنی زیان هم هست که به عربی نقصان گویند، و به معنی زبان هم به نظر آمده است که عربان، لسان خوانند، و ظاهراً در این دو معنی تصحیف خوانی شده باشد. (از برهان قاطع). نواد که در برهان [ قاطع ] آمده لفظ مجعول و غلط است . (یادداشت مؤلف ). از برساخته های دساتیر است . رجوع به فرهنگ دساتیر ص ٢٧١ شود.
نواد. [ ن ُ ] (ع مص ) نودان .(منتهی الارب ). به هر سو خمیدن از خواب . (آنندراج ). نَوْد. (از اقرب الموارد). نیز رجوع به نَوْد شود.