نوبت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوبت دادن . [ ن َ / نُو ب َ دَ ] (مص مرکب ) کناره جستن و مجال و میدان به حریف واگذاشتن . مقابل نوبت گرفتن : به تو داد یک روز نوبت پدر سزد گر تو را نوبت آید به سر. فردوسی . پیر است چرخ و اختر بخت تو نوجوان آن به که پیر نوبت خود با جوان دهد. ظهیر (از آنندراج ). سبزه دمید و خشک شد و گل شکفت و ریخت بلبل ضرورت است که نوبت دهد به زاغ . سعدی . ◄ مجال دادن . فرصت دادن .