نوبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ بِ) [ ع. نوبة ] (اِ.)<BR>۱- نوبت.<BR>۲- تب کردن یک روز در میان یا چند روز در میان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ بِ) [ ع. نوبه ] (اِ.) ۱- نوبت. ۲- تب کردن یک روز در میان یا چند روز در میان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوبة. [ ب َ ] (ع اِ) رسیدگی کار سترگ و مصیبت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نازلة. مصیبت . (اقرب الموارد). ج، نُوَب . ◄ زمین سنگلاخ سوخته (؟). (ناظم الاطباء). ◄ بار. پاس . نوبت . (ناظم الاطباء). رجوع به نَوبة و نوبت شود. ◄ گروهی از سیاهان . (منتهی الارب ). رجوع به نوبه (اِخ ) و نوبی (اِخ ) شود.
نوبة. [ ن َ ب َ ](ع مص ) فرودآمدن کار. (از منتهی الارب ). نازل شدن کار. (از متن اللغة). اصابت کردن امری . (از اقرب الموارد). نَوْب . (متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به نَوب شود. ◄ (اِ) بار. پاس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نوبت . (ناظم الاطباء). اسم است از مناوبة. گویند: جائت نوبتک . (از اقرب الموارد). ج، نُوَب . ◄ دولت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (متن اللغة). ◄ گروه مردم . (منتهی الارب ). جماعت مردم . (از اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ پروای کار . (منتهی الارب ). فرصت . (اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ زمان ِ گرفتن تب . (از اقرب الموارد). زمان تب گرفتگی . (بحر الجواهر).
نوبه . [ ب َ ] (اِخ ) ولایتی از زنگبار. (برهان قاطع). ولایتی از بلاد سودان از اقلیم اول به جنوبی مصر بر کنار رود نیل، و آن واسطه است میان صعید مصر و حبشه، و در آن دیار زرافه بسیار بود که به عربی اشترگاوپلنگ را گویند و تختگاه آن ولایت را دمقله گویند و منسوب به آن ملک را نوبی خوانند. (از انجمن آرا). نوبه شامل بلاد پهناوری است در جنوب مصر و مردم آنجا نصاری باشند و اول بلاد ایشان پس از اسوان است و اسم شهر نوبه «دمقلة» است و آن پایتخت شاه است که بر ساحل نیل واقع است . (حاشیه ٔ برهان قاطع از معجم البلدان ). نوبه یا ساحل طلا، ناحیه ای است به افریقا که شامل نیمه ٔ شمالی سودان است و قریب ٣میلیون سکنه دارد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). منطقه ای است در امتداد ساحل نیل، از جنوب اسوان تا دنقله در سودان، قسمتی را که در مصر، بین اسوان و وادی حلفا واقع است نوبه ٔ سفلی و قسمت دیگر را که در سودان واقع است نوبه ٔ علیا نامند. مردم آنجا به لغت خاص خود، زبان نوبی، سخن می گویند. فراعنه ٔ مصر به خاطر تأمین راه تجارتی به سودان در این منطقه شهرها و قلعه ها و پرستشگاههای بسیار بنا کردند. در نیمه ٔ قرن چهارم م . مسیحیان بر آن ناحیه تسلط یافتند. از آغاز ظهور اسلام دین اسلام در نوبه رواج یافت و سرانجام با فتح دنقلة به دست مسلمانان دولت مسیحیان در این منطقه منقرض گشت . هم اکنون نیمی از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است . (از الموسوعة العربیة المیسرة ص ١٨٥٠).
مترادف و متضاد واژهدان
نوبت تب، مالاریا