نوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوت . (اِ) در تداول، اسکناس . پول کاغذی . رجوع به اسکناس شود.
نوت . [ ن َ ] (ع مص ) خمیدن از سستی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مایل گشتن و خم شدن از سستی و ضعف . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خمیدن و کج شدن بر اثر ضعف یا نعاس و چرت . نَیت . (از متن اللغة).
نوت . [ نُت ْ ] (فرانسوی، اِ) نت . رجوع به نُت شود.