نوجه ده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوجه ده . [ ن َ ج ِ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خانه از بخش شبستر شهرستان تبریز، در ٣ هزارگزی جنوب شرقی شبستر و ١٥ هزارگزی جاده ٔ صوفیان به سلماس، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ١٢٠٧ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
نوجه ده . [ ن َ ج ِ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش اسکو از شهرستان تبریز، در ١٥ هزارگزی شمال اسکو و ٨ هزارگزی جاده ٔ تبریز به اسکو، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ٥٠٦ تن سکنه دارد. آبش از بارانلو، محصولش غلات و حبوبات و کشمش و بادام و کرچک، شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
نوجه ده . [ ن َ ج ِ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر، در ٨٥٠٠گزی جنوب هریس و ٢٦ هزارگزی جاده ٔ تبریز به اهر، در جلگه ٔمعتدل هوائی واقع است و ٣٥٢ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و سردرختی، شغل اهالی زراعت و گله داری و فرش بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).