نوحه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ حِ) [ ع. نوحة ] (اِ.) زاری، ناله.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ حِ) [ ع. نوحه ] (اِ.) زاری، ناله.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوحه . [ ن َ / نُو ح َ / ح ِ ] (از ع، اِ) بیان مصیبت . گریه کردن به آواز. (غیاث اللغات ). آواز ماتم . شیون . (آنندراج ). گریه به آواز بلند. زاری . ناله . فریاد و فغان .(ناظم الاطباء). ندبه . مویه . مویه گری . زاری بر مرده .گریستن مرده را. زبان گرفتن برای مرده : به نوحه درون هر زمانی به زار چنین گفت با نامور شهریار. فردوسی . ای پیشه کرده نوحه به درد گذشته عمر با خویشتن همیشه همیدون همی ژکی . k٠٥l)_rb> p
فرهنگ طیفی واژهدان
نوحهخوانی، تعزیه، روضه روضه خوانی، مراسم عزاداری کانتاتا
واژگان فارسی سره واژهدان
مویه، شیون