نوردیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ وَ دِ)(ص مف.)۱ - تا کرده، پیچیده. ۲- طی شده.مترادفها و واژههای مرتبطعزیز، فرزند، نورچشمواژه قبلی: نوردیدنواژه بعدی: نورس