واژه جو

نورپرورده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نورپرورده . [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) که در نور و روشنی پرورده شده و بالیده است . - نورپرورده ٔ چیزی بودن ؛ از فیض وجود آن مستفیض شدن : نورپرورده ٔ کشف است دلم که یقین پرده گشای است مرا. خاقانی .

معنی نورپرورده | واژه جو