واژه جو

نوسخن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نوسخن . [ ن َ / نُو س ُ خ َ / خ ُ ] (ص مرکب ) طفلی که تازه به گفتار درآمده باشد. (آنندراج ) : شد مرغ به عاشقی نواساز چون کودک نوسخن هم آواز. فیاضی (از آنندراج ). ◄ که سخنان بدیع و نادر گوید. که در سخن مبتکر و مبدع است . رجوع به نوسخنی شود.

معنی نوسخن | واژه جو