واژه جو

نوش دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نوش دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) عسل و شربت دادن، و کنایه از لذت بخشیدن و کام دادن و کامروا و محظوظ و بهره مند گردانیدن : یکی را دهد نوش از شهد و شیر بپوشد به دیبا و خزّ و حریر. فردوسی . روان را همی لعلشان نوش داد بیاورد و یکسر به شیدوش داد. فردوسی . چو مستم کرده ای مستور منشین چو نوشم داده ای زهرم منوشان . حافظ.

معنی نوش دادن | واژه جو