واژه جو

نوشاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نوشاه .[ ن َ / نُو ] (اِ مرکب ) داماد. (ناظم الاطباء). نوداماد. تازه داماد: عجاهن ؛ دوست نوشاه تا که با زن خود خلوت نکرده باشد. (یادداشت مؤلف از منتهی الارب ). ◄ شاه جوان و کم تجربه (؟). (ناظم الاطباء).

معنی نوشاه | واژه جو