نوشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوشت . [ ن َ وَ ] (مص مرخم، اِمص ) مصدر مرخم است از نَوَشتن به معنی درپیچیدن و درنوردیدن . رجوع به نَوَشتن شود.
نوشت . [ ن ِ وِ ] (مص مرخم، اِمص ) تحریر نمودن . (غیاث اللغات ). اسم است از نوشتن و تنها مستعمل نباشد لیکن در کلمات مرکب چون سرنوشت و رونوشت و نوشت افزار آید. (یادداشت مؤلف ). لیکن در بیت زیر از فردوسی تنها استعمال شده و معنی ثبت کردن دهد، مقابل ستردن : ز لشکر یکی مرد بگزید گُرد که داند شمار و نوشت و سترد. فردوسی .
نوشت . (اِ) جرعه . آشام . ◄ (نف مرخم ) نوشنده .آشامنده . (ناظم الاطباء).نوش . (جهانگیری ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : گاهی امیر صومعه گاهی اسیر بتکده گه رند دردی نوشتم گه شیخ و گه صوفیستم . ؟ (از جهانگیری ).