نونو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نونو. [ ن َ / نُو، ن َ / نُو ] (ق مرکب ) نوبه نو. از نو. مکرر. (ناظم الاطباء). تازه به تازه . پیاپی . مدام . متوالیاً. از پی هم : در باغهای پست شده هم بدین امید نونو همی بنفشه نشانند و نسترن . فرخی . آچار سخن چیست معانی و عبارت نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار. ناصرخسرو. وین که بگرداند هزمان همی بلبل نونو بشگفتی نواش . ناصرخسرو. کشم هر لحظه جوری نونو از تو به یک جو بر تو ای من جوجو از تو. نظامی . بر دجله گری نونو وز دیده زکاتش ده گر چه لب دریا هست از دجله زکات استان . خاقانی . خستگی های سینه را نونو خاک پر کن که جای مرهم نیست . خاقانی . نونو غم آن راحت جان من دارم جوجو جانی در این جهان من دارم . خاقانی . عمر همچون جوی نونو میرسد مستمری می نماید در جسد. مولوی .