نونوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ. نَ) (ص مر.) (عا.) کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ. نَ) (ص مر.) (عا.) کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نونوار. [ ن َ / نُو ن َ] (ص مرکب ) در تداول، کسی که تهیدست بوده و سر و وضعی درست نداشته و بسبب اتفاقی یا انعام و بخشش کسی به نوائی رسیده و سر و وضع خود را تغییر داده و زندگیش را سامان بخشیده . (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). - نونوار شدن ؛ پس از آنکه جامه های مندرسی داشت البسه ٔ نو و گران قیمت دارا شدن . (یادداشت مؤلف ). از فقر و فلاکت خلاص یافتن . جامه ٔ خلقان و کهنه را به نو بدل کردن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی