نوپرواز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوپرواز. [ ن َ / نُو پ َرْ ] (ص مرکب ) مرغی که پر تازه آورده باشد. (آنندراج ). نوپر : این یکی پیرایه ٔ فر همای سلطنت باز نوپرواز دولت صید گردون آشیان . وحشی (از فرهنگ فارسی معین ). به وصلش تا رسم صد بار در خاک افکند شوقم که نوپروازم و شاخ بلندی آشیان دارم . نظیری (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی