نوچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص.) (عا.)<BR>۱- چسبناک، چسبناکی ناشی از شیرینی.<BR>۲- کاج.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص.) (عا.) ۱- چسبناک، چسبناکی ناشی از شیرینی. ۲- کاج.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوچ . (اِ) درخت کاج . (ناظم الاطباء). ناژ.ناژو. ناز. نوژ. نوز. رجوع به ناژ شود : زیب زمانه باد ز تاج و سریر تو تا هست زیب بستان از سرو و بید و نوچ . مجد همگر. ◄ (ص ) در تداول، آلوده به چیزی چسبنده چون عسل و شیره . وزک ناک . چسبناک . چسبنده از ماده ٔ شیرین، چون آب قند یا شیره ٔ انگور و مانند آن . (یادداشتهای مؤلف ).