نوچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ چِ) (اِمصغ.)<BR>۱- جوان، کم سن.<BR>۲- پهلوان کم سن و تازه کار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ چِ) (اِمصغ.) ۱- جوان، کم سن. ۲- پهلوان کم سن و تازه کار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوچه . [ ن َ / نُو چ َ / چ ِ ] (ص، اِ) جوان نوخاسته . (غیاث اللغات ) (از چراغ هدایت ) (آنندراج ). نوجوان . (فرهنگ فارسی معین ). جوان . (ناظم الاطباء). غلام . (از منتهی الارب ). ◄ خردسال . (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود. ◄ شاگرد. مربّی ̍. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول پهلوانان و اهل زورخانه، شاگرد پهلوان . پهلوان تازه کار. پهلوان جوان در درجه ٔ دوم . (از یادداشتهای مؤلف ). جوان ورزشکار کشتی گیر که در زورخانه تحت تعلیم قرار می گیرد و دوره ٔ شاگردی را نزد پهلوانی خاص میگذراند. (فرهنگ فارسی معین ) : به دل گفت آنگه کک کوهزاد ندارم چنین نوچه هرگز به یاد. فردوسی . ◄ لوطیان جوان در درجه ٔ دوم . (یادداشت مؤلف ). ◄ شاخ که از زمین بیرون زند و یا بر شاخی برزند بر درخت . (یادداشت مؤلف ). ◄ قسمی توتون چپق . (یادداشت مؤلف ).