نوژان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) نعره، فریاد، بانگ بلند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) نعره، فریاد، بانگ بلند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوژان . (اِ) رود با بانگ و سهم . (لغت فرس اسدی ).رودخانه ای است با نهیب و شور بسیار. (برهان قاطع) (آنندراج ). نام رودخانه است . (انجمن آرا) : ما برفتیم و شده نوژان و کحلان پس ما به شبی گفتی تو کش سلب از انقاس است . منجیک (از لغت فرس ). ◄ فریاد و صدا و بانگ سهمناک را نیز گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ). بانگی بود به سهم . (فرهنگ خطی ). بانگی باشدبه سهم و هیبت . (فرهنگ خطی ). ◄ (نف، ق )، غران (رود، سیل ) . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نوژیدن شود : ما برفتیم و شده نوژان کحلان پس ما به شبی گفتی تو کش سلب از انقاس است . منجیک (از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه