نچ نچ کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نُ نُ. کَ ردَ) (مص ل.) ۱- تأسف خوردن بر هر کاری. ۲- خرده گیری کردن.واژه قبلی: نچواژه بعدی: نچسب