نچیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نچیز. [ ن َ ] (ص مرکب ) ناچیز. لاشی ٔ : جان پرمایه همی چون بفروشی به نچیز چیز پرمایه همان به که به ارزان ندهی . ناصرخسرو. ◄ معدوم . فانی . عدم : مپندار جان را که گردد نچیز که هرگز نچیز او نگردد بنیز. اسدی . در تمام معانی رجوع به ناچیز شود.