نژم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نژم . [ ن ِ / ن ُ ] (اِ) بخاری که در هوای زمستان به صبح پدید آید. (غیاث اللغات ) (از رشیدی ). میغ و آن بخاری باشد تاریک و ملاصق زمین که عربان ضباب خوانند. (از برهان قاطع). بخاری که در هوای زمستان پدید آید و اطراف زمین را تیره کند و آن را میغ نیز گویند. (انجمن آرا).بخاری که در تابستان پدید آید و اطراف زمین را تیره کند و آن را میغ نیز گویند. (آنندراج ). ابر و بخار و دود و میغ و بخاری ملاصق زمین که هوا را تاریک کند.(ناظم الاطباء). نژیم . (شعوری ). نزم . (شعوری ) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رجوع به نزم شود : پس بخاری ز چشم برخیزد از هوا نژم و ابر انگیزد نژم تاریک و ابرهای سیاه همه بر کاروان بگیرد راه . آذری طوسی (از انجمن آرا). ◄ تاریکی . ◄ بانگ . بانگ و فریاد. ◄ بر هم زدن دستها. ◄ آزار و اندوه و ملال . ◄ سیلاب و طوفان . (ناظم الاطباء) (اشتنگاس ).