نک و نال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نک و نال . [ ن ِ ک ُ / ن ِک ْ ک ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) در تداول، شکایت . گله . اظهار عدم رضایت . شکایتی نه روشن و واضح . (یادداشت مؤلف ). ناله و زاری . نغنغ. شکوه و شکایت . اظهار درد زن حامله در موقع نزدیکی زایمان . (فرهنگ فارسی معین ). از سنگینی باری یا دشواری کاری یا تحمل دردی یا نامطبوعی و ناپذیری امری به نرمی و ابهام نالیدن و شکوه کردن . - نک و نال کردن ؛ لندلند و نغنغ کردن .