نکس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- سرنگون کردن. ۲- (مص ل.) سر خود را از شرم به زیر افکندن.
(نُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بازگشتن بیماری. ۲- (اِمص.) بازگشت ناخوشی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- سرنگون کردن. ۲- (مص ل.) سر خود را از شرم به زیر افکندن.
(نُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بازگشتن بیماری. ۲- (اِمص.) بازگشت ناخوشی.