نگاربندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگاربندی . [ ن ِ ب َ ] (حامص مرکب ) نقشبندی . صورتگری . نقاشی : تا پیشه ٔ او شد نگاربندی وهم و خِرَد و جان نگار دارد. مسعودسعد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگاربندی . [ ن ِ ب َ ] (حامص مرکب ) نقشبندی . صورتگری . نقاشی : تا پیشه ٔ او شد نگاربندی وهم و خِرَد و جان نگار دارد. مسعودسعد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی