نگار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ن) (اِ.)۱ - نقش، تصویر. ۲- بت. ۳- معشوق، محبوب.مترادفها و واژههای مرتبطبت، دلبر، دلداده، صنم، محبوب، معشوق، ول، یارتصویر، تندیس، طرح، نقاشی، نقشواژه قبلی: نگاتیوواژه بعدی: نگارخانه