نگاهبانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.) محافظت، مراقبت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) محافظت، مراقبت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگاهبانی . [ ن ِ ] (حامص مرکب ) حراست و نگهداشت چیزی .(آنندراج ). محافظت . حراست . (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). مراقبت . حرس . (یادداشت مؤلف ). عمل نگاهبان . رجوع به نگاهبان و نگهبانی شود. ◄ (اصطلاح نظامی ) قراولی . کشیک . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی