نگه داری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگه داری . [ ن ِ گ َه ْ ] (حامص مرکب ) محافظت . (ناظم الاطباء). حفظ. نگاه داری . پاسداری : سپه را نگه داری شهریار به از جنگ در حلقه ٔ کارزار. سعدی . - نگه داری کردن ؛ نگاه داشتن . حفظ و حراست کردن . سرپرستی و مواظبت کردن .