نگهبان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ گَ) (اِ.) نک. نگاهبان.مترادفها و واژههای مرتبطپاسبان، پاسدار، حارس، داروغه، هارونپاینده، حافظ، محافظ، مراقب، مستحفظ، نگاهدارندهدیدهبان، دیدهور، قراول، کشیک، گشتی، نگاهبانواژه قبلی: نگهواژه بعدی: نگهبانی